دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

30

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

اوزون حسن بود ، از پيروزى اسماعيل بر شروانشاه دلگيرشده و عليه او حركت كرده است ؛ امّا اوضاع نابسامانى كه پيرامون الوند را فرا گرفته بود ، فرصت را براى وارد كردن ضربه‌اى پيشگيرانه آماده ساخته بود . ازاينرو اسماعيل عمليات خود را در شروان متوقف كرد و ضمنا نقشه‌هايش را در گرجستان واگذاشت . نبرد در شرور ، در درّه ارس بوقوع پيوست و الوند راه هزيمت در پيش گرفت . اين پيروزى در آغاز سال 907 / ژوئيه يا اوت 1501 راه تبريز ، تختگاه تركمانان را به روى اسماعيل گشود . سلطنت او بر ايران معمولا با اشغال تبريز مقارنت دارد ، گواينكه سلسله آق‌قويونلو سالها بعد از بيرون رفتن الوند از صحنه ، و پيروزى بر مراد در همدان در 24 ذو الحجه 908 / 20 ژوئن 1503 و سقوط ماردين بعد از آن ، از صحنه روزگار محو شد . ظهور و موفقيتها و كاميابيهاى اوليه اسماعيل در آن شرايط سياسى و مذهبى نتايج و پيامدهاى خارق العاده‌اى بدنبال داشت . پيشتر اشاره داشتيم كه در زمان ورود اسماعيل در بين قبايل تركمان ، فعاليتها و اقدامات پدر و جدش ، او را در مقام والايى قرار داده بود . ترديدى نيست كه زوال و درهم‌ريختگى نهايى قدرت آق‌قويونلوها سبب شد شمارى از گروههاى قبيله‌اى رو به سوى اسماعيل آورند و بقيه نيز از آنها تبعيت كنند تا به پيوندها و روابط جديدى كه در آن روزگار گروههاى چادرنشين به منظور حفظ و حراست موقعيت خويش نيازمند آن بودند دست يابند و آن را جايگزين همبستگى سابقشان با اويماق ( اتحاديه ) آق‌قويونلوها سازند . فى الواقع تعدادى از آنها درصدد بودند پس از اينكه اسماعيل قدرت مؤثر و مهارت و قابليت نظامى خويش را در نبردهاى جبانى و شرور به ثبوت رسانيد ، به دو ملحق شوند . براى اين مردمان كه بيشتر دلبسته اسلام مردمى بودند و چندان علاقه و اشتياقى به مباحثات فقهى و كلامى نداشتند ، هوادارى و حمايت بىپرده اسماعيل از شيعه كه موجبات مخالفت بعضى از قشرهاى مردم ، مخصوصا شهرنشينان را فراهم ساخته بود ، رادع و مانعى به حساب نمىآمد . بررسى زندگى سياسى اسماعيل ، ميزان سهمى را كه تركمانان در تأسيس دولت صفوى داشتند ، فرا مىنمايد . در اين قلمرو ، همبستگى و خويشاوندى او با آق‌قويونلوها ، عاملى قاطع برشمرده مىشود ؛ امّا نكته مهم ديگر اينست كه قدرت و توان نظامى اسماعيل بستگى تام به افزايش سريع ايلمردان تركمان او داشت . هنگامىكه اسماعيل به تفويض مقامهاى نظامى دربار و مناصب تشكيلات كشورى ، پابه‌پاى رشد فتوحات او در ايالات ، پرداخت ، اين مناصب را به رؤساى قبايل واگذار كرد . يكى از اينها شخصى به‌نام شمس الدين زكرياى كجوجى بود كه پيشتر وزارت آق‌قويونلوها را داشت و سپس در قشلاق محمودآباد به خدمت اسماعيل درآمد و اوضاع درهم‌ريخته دربار الوند را به دو تشريح و او را به حمله به لشكرگاه الوند تشويق كرد . شمس الدين